موضوعات
نویسندگان
پیوندها
صفحات مجزا
نظرسنجی
آمار سایت
  • بازدید امروز : 20
  • بازدید این ماه : 256
  • بازدید امسال : 13,550
  • کل بازدیدها : 48,458
  • تعداد پست های ارسالی : 195
  • تعداد افراد آنلاین : 2

تبلیغات
مطالب پربیننده
مطالب اخیر
بایگانی سایت
ورود کاربران
تبلیغات متنی
تبلیغات
نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 11:20:14 - 1391/2/25 تعداد بازدید : 8 نظر بدهید (0)

دوستان برای دیدن فیلم مستندی از زندگی استاد صفدر توکلی دنبوره، خاطره، تاریخ اینجا کلیک کنید http://www.dailymotion.com/video/xqs48u_dambora-khatere-tarikh_music
نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 15:28:54 - 1391/2/4 تعداد بازدید : 70 نظر بدهید (0)

جنازه برهنه

قسمت پایانی


نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 14:50:57 - 1391/2/4 تعداد بازدید : 63 نظر بدهید (0)

جنازه برهنه

قسمت چهارم


نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 14:47:09 - 1391/2/4 تعداد بازدید : 21 نظر بدهید (0)

جنازه برهنه

 قسمت سوم


نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 19:49:30 - 1390/4/28 تعداد بازدید : 123 نظر بدهید (0)

از چهلمین روز درگذشت حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی (ره) تجلیل شد 

چهل روز پیش از این فقیه ی  فرزانه، عالمی دلسوز، مجتهدی وارسته، حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی (ره) دعوت حق را لبیک گفت، و به دیدار معبود شتافت، و سیلی از پیروان و محبان خویش را در این دنیای پر از مکر و حیل تنها گذاشت.

او در حالی این دنیای پر از مکر و حیله را رها کرد، که پیروانش بیش از هر زمان دیگر نسبت به او احتیاج مبرم داشتند، زیرا او در همه عمر خویش نشان داده بود، که هیچ گاهی به ذخارف دنیا دل نبسته بود، او ساده و بی آلایش بود، او همیشه تلاش می کرد، وجود خویش را همانند روح خویش، آراسته به زیبایی معنوی و تقدس و پاکی ای نماید، که خداوند سبحان از همه بندگانش خواسته است، او هیچ گاهی تلاش نکرد، که جسم خویش را تزئین کند، اما روح خویش را در رهایی، رها نماید، و هرآنچه دلش بخواهد از منبع شریعت برای خواسته های درونی خود، توجیهی بیافریند!

امام تقدسی عالمی بود آگاه به زمان خودش، و درکی داشت عمیق از همه تعلیمات دینی و مذهبی ، و استنباطی داشت، ژرف از احکام اسلامی!

ما ضمن گرامی داشت از چهلمین روز رحلت این عالم ربانی، در اینجا تلاش می کنیم که در حد وسع خویش و به طور فشرده به تبیین اندیشه های وارسته این امام فرزانه و دلسوز اسلام و تشیع، بپردازیم، و بخشهایی از سیره عملی ایشان را همراه با بیان نوع تفکر و جهان نگری ایشان را تقدیم خوانندگان گرامی نمائیم.

1-      صداقت، استواری، شجاعت ماندن

حضرت امام تقدسی (ره) دارای ویژگی های منحصر به فرد خاص خویش بود، او عالمی بود که همیشه تلاش می کرد، به مشکلات مردم، به خصوص نیاز مندی های روحی و مذهبی جامعه رسیدگی نماید، او باور داشت که تنها تکلیف او در این دنیا بیان و تفسیر ارزشهای دینی برای مردم می باشد، او هیچ گاهی توقع این را نداشت که در برابر آنچه که از دین بیان می کند، اجرتی و مزدی از مردم در یافت نماید، زیرا معتقد بود که عالمان دین وظیفه دارند، که به بیان ارزشهای اسلامی بپردازند و هیچ گاهی مجاز نیست که برای انجام این تکلیف الهی خویش از مردم اجرتی دریافت و یا اینکه منتی بر آنها بگذارد، تنها علما با انجام این کارها تکلیف خویش را انجام داده است.

وی به همین دلیل بود، که در همه سه دهه اخیر با همه تغییرات سیاسی ای که در کشور رخ نما گردید، هیچ گاهی کنار مردم خویش را ترک نکرد، همیشه با همه سختی ها مقابله کرد، همه تهدید ها را تحمل کرد، اما از کنار مردم به جایی نرفت!

2-      کرامت انسان در تفکر امام تقدسی(ره)!

ملت افغانستان شاهد هستند پس از اینکه نظام کودتا روی کار آمد و سیستم حکومت داری در افغانستان متلاشی شد، دنیا به بهانه های مختلف اقدام به مداخلات گوناگون کرد، از جمله کشور ایران به رهبری ملا خمینی، بنا بر تعهداتی که به همراه شوروی ثابق داشت، اقدام به ایجاد احزابی نمود با اهداف خاص منطقه ای آن کشور در افغانستان، بخشی از این احزاب در میان هزاره ها و شیعه ها نفوذ داشتند، این احزاب از سوی شخص ملا خمینی تمویل و تجهیز وتوظیف می شد، که در مناطق هزاره جات اقدام به جنگ داخلی  نماید، و ملت افغانستان به خصوص مردمان مناطق مرکزی شاهد هستند، که در این نزاع های به اصطلاح حزبی چه چهره های بزرگ ملی، و شخصیت های علمی، هنری و فرهنگی کشور جانهای شان توسط همین احزاب ستانده شد، در راستای همین پروسه حزب سازی بود که گفته می شود، ملا خمینی هیئت های گوناگونی  را خدمت حضرت ایت الله العظمی امام تقدسی فرستادند، که شما پیش قدم شوید، ما با تمام توان از شما حمایت می کنیم، اما جناب امام تقدسی به شکل باور نکردنی ای به این هیئت ها پاسخ رد دادند، گفتند که بروید به خمینی بگوئید، که من تکلیف شرعی خود را می دانم، نیازی به حمایت شما ندارم، آنچه را که شما در افغانستان و ایران انجام می دهید، به نفع اسلام و تشیع در این دو کشور نیست. برای من آنچه را که شما به نامهای حزبهای مختلف ساخته اید، که در اینجا بیاید برادر مسلمان خودش را بکشد، صرفن به خاطر ارتباط داشتن با فلان حزب که آن حزب بازهم مرتبط با جناب عالی هست هیچ معیار اسلامی و شرعی ندارد.  در اسلام جان انسان، آبروی انسانها، و... کرامت خاص دارد!

3-      امام تقدسی و نظریه اجتهاد خاص یا بومی سازی اجتهاد در افغانستان!

در تشیع بر خلاف برخی از مذاهب دیگر اسلامی باب اجتهاد مفتوح می باشد، مفتوح بودن باب اجتهاد این فرصت را برای علمای جید فراهم می کند، تا در برابر تحولات زمانی و منطقه ای که رخ می دهد، بتواند  نظریه های متناسب با زمان و مکان صادر نماید. اما در  چند دهه اخیر تلاش شده است، که انحصار اجتهاد در شیعه در  اختیار یک کشور خاص به شکل سازمان یافته قرار بگیرد، آن کشور تلاش نموده است تا با استفاده از این پتانسیل موجود، به نفع منافع ملی خودش در سطح منطقه و کشورهای مختلف بهره برداری نماید. این حرکت کشور خاص برای استفاده ابزاری از مذهب باعث شد که علماء برجسته ای در کشورهای دیگر بر حسب وظیفه اقدام به مقابله نماید، در لبنان علامه فضل الله (ره) اقدام به نشر رساله عملیه خود کرد، و برای اولین بار  اقدام به بومی سازی اجتهاد در آن منطقه نمود، که این حرکت به شدت از سوی جریان حاکمیت ایران محکوم شد، حوزه های علمیه قم به دستور حاکمیت ایران، بیانیه های شدید الحنی را صادر نمودند، که علامه فضل الله مزدور اسرائیل شده است، پول نشر رساله عملیه ایشان را به همراه خرج دفاتر این مرجع تشیع را یهودی ها می پردازند، در حالیکه واقعیت چنین نبود، زمانیکه علامه فضل الله متوجه شد، که ایرانی ها اقدام به استفاده ابزاری از مذهب به سود منافع ملی ایران می کنند، بر خود وجیبه دینی دانست، که باید در برابر آنها مقابله نمایند، و حضرت امام تقدسی نیز گفته می شد که شبیه چنین تفکری داشت، زیرا معتقد بود که ، زمان و مکان نقش کلیدی در استنباط احکام شرعی دارد، و عالمی که از محیط و ماحول خویش اطلاع دقیقی نداشته باشد، و قادر به درک زمان خودش نباشد، یقینن استنباط صحیحی از احکام نیز نخواهد داشت، به همین خاطر او هیچ گاهی کنار مردم خودش را ترک نکرد، تا هیچ گاهی خدای ناکرده ناگزیر به صدور فتوایی از راه دور و خلاف درک زمان و مکان نشود! زیرا عالمی که در زمان و مکان تسلط نداشته باشد، فتوایش حکایت همان فتوایی ناس و حضرت ایت الله خویی می شود، وقتی کسی خدمت ایشان رفته بودند، نظر ایشان را در ارتباط با کشیدن ناس در رمضان پرسیده بود، و توصیفاتی که از این پدیده خدمت ایشان ارائه داده بود، گفته بودند که بلا اشکال است، کسی دیگر رفته بود، یک کپه از ان را خدمت ایشان داده بود، و یک کپه هم خود ایشان کشیده بود، پس از تاثیر ناس بر حضرت ایت الله فتوا داده بودند که حرام است!! (امام فیاض کشیدن ناس را حتا در رمضان هم جایز می دانند)

4-      امام تقدسی و شنیدن فتوای محارب بودن هزاره ها

 افغانستان به خصوص تحولات سه دهه اخیرش شاهد وقایع شگفت انگیزی بود، از آن جمله در حوادثی که سالهای 1370 تا 1372 رخ داد، چهره های شگفت انگیز ظهور کرد، با سخنان شگفت انگیز تری، یکی از ان سخنان مصاحبه یک فقیهی بود با رادیوی بی بی سی که هزاره ها و رهبریت شان (عبد العلی مزاری) را کاملن محارب ، مفسد فی الارض و واجب القتل می دانست، می گویند وقتی ان سخنان را حضرت امام تقدسی شنید، آنقدر متاثر شد که رفت وضو گرفت، بر سجاده افتاد، انقدر گریه کرد، به درگاه خداوند که نگوئید، و در پایان این ناله و انابه که بدون خوردن حتا لقمه ای نان و آب تا صبح ادامه یافته بود، در سپیده دمان صبح با چشمانی اشکبار، دست به درگاه دعا بلند کرده بود، از خدا با صدای بلند خواهان هدایت این عناصر شده بود، و خواسته بود که خدایا، دستیاران این فرد را به امراضی غیر علاج مبتلا فرما، تا هیچ گاه کسی آنان را فراموش نکنند، و از ان زمان مدتی نگذشت، که یکی از دست یاران این فقیه کاملن از کمر پائین فلج شد، مدتی دیگر خبر ها رسید که دستیار دیگر ایشان مبتلا به سرطان شده است، بعد با شگفتی شنیده شد، که یکی از مهمترین دستیاران او مبتلا به مرض ایدز گردیده همکنون کمتر از خانه خارج شده و به ندرت در مجامع عمومی حاضر می شوند.

امام تقدسی یک چهره بسیار مهم بود و با درک از زمان خودش بود، اینجا ما نا گذیریم به دلیل محدودیت صفحات نشریه اکتفا کنیم، امید واریم که روزی اندیشمندان پیرامون دیدگاه های ایشان به خصوص دیدگاه بومی سازی اجتهاد در کشور بیشتر تعمق و تقکر   و نشر تحقیقات و مقالات نمایند.


نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 13:44:25 - 1390/4/2 تعداد بازدید : 755 نظر بدهید (0)

لیست جدید وکلا که از سوی محکمه خاص افغانستان اعلام شد

 1- ولایت غزنی - محمد داوود سلطانزوی - عبد الحکیم دلیلی - مامور عبد الجبار شلگری - نیاز مجمد امیری

2- بغلان

- عاشق الله وفا - داکتر محمد نسیم مدیر 3-

لوگر

- اسد الله فلاح

4-کابل

- جمیل کرزی - حاجی احسان صاحب زاده - الحاج بیدار زازی - عبد القادر زازی وطن دوست - روبینا جلالی نورستان: - نور الله معمار زابل - حمید الله توخی - زابلی - تورپکی کوچی ها - الحاج عبد القادر کوچی میداو وردک - وحید الله کلیم زی

ننگرهار

 - الحاج ملک نظیر - الحاج وجیه رحمن شینواری

هلمند

- معلم میرولی

قندهار -حاجی محمد ایوب - حاجی محمد نور - نایز محمد امیر لای عبد الکریم اچکزی -

فاریاب

- گل محمد پهلوان - نجیب الله سلیمی - سلطنت کوهی

فراه

- عبدل - محصل بخت اور

 سر پل

- حاجی محمد پاینده

غور

 - مولوی دین محمد - فضل احمد خان بادغیس - رئیس محمد عمر - حبیب الله قادرسی - عبد اللطیف جان - آزیتا رفعت

بلخ

 - الحاج محمد یوسف غضنفر

جوزجان - روز محمد نور

پکتیکا

 - محمود خان سلیمان خیل - داکتر خدیجه بگتیا -

 خوست

- حیات وزیر - ولی خان حیله مند

بدخشان

 - سارنوال عبد الرئوف - واقف حکیمی - حاجی منیره بهارکی تخار - حاجی محمد هاشم هیکل زاده

کندز

 - نور الدین بیک - فضل کریم ایماق - رئیسه حسین خیل

سمنگان

 - احمد خان سمنگانی - رئیس خیر الله - استاد محبوبه

هرات

 - فیضی غوریانی - رحیمه جامی - ناصر عطایی - وحید طاهری - معروف فضلی - زرین زرین

لیست تعدادی از حذف شده گان

از غزنی چهار نفر

از سر پل حسین فهیمی

از سمنگان زهیر

از میدان وزدگ ناصری

از غور حاجی قربان


نویسنده : هفته نامه نای نیستان کابل- افغانستان تاریخ : 21:10:57 - 1390/3/19 تعداد بازدید : 118 نظر بدهید (0)

انتقام از یک قطعه عکس

ارسالی از: حسین مصلح الدین

جمعه گذشته هوس کردم، از شهر خارج گردیده، لحظاتی از عمر خویش را در دامنه جبال سمت غربی کابل گذرانده، تا سهمی از نسیم دلاویز بهاری دریافت کرده باشم. در همین هنگام مرد لاغر و تکیده ای را مشاهده کردم که بر یک دیوار مخروبه تکیه زده بود، و یک قطعه عکس مچاله شده ای را از جیب بیرون کشیده تفی به صورت او انداخت، و خطاب به عکس غور غور کنا گفت؛ قاتل! دروغگو، عوام فریب، جاه طلب، شیاد، تجسم ریا کاری، اگر به دروغ در این دنیا جاه و جلالی برای خود بهم زدی، اما روز قیامت نمی توانی از محکمه الهی فرار کنی!

او همچنانکه این کلمات تلخ و زهر آگین را با خود زمزمه می کرد، عکس مچاله شده را بر روی سنگی نهاد و با یک قطعه سنگ دیگر شروع کرد، به کوبیدن آن، درست مانند اینکه چیزی را در هاون بکوبند!

من با دیدن این منظره بهت زده شده بودم، لحظاتی خیال کردم شاید خواب می بینم! آخر یک قطعه عکس چه گناهی کرده که او را باید این چنین خرد و خمیرش کرد؟!

مرد غرق کار خویش بود، با اینکه در چند قدمی او قرار داشتم، متوجه حضور من نبود و یا نمی خواست متوجه شود.

پیشتر رفتم، سلام کردم.

سر بلند کرد، و بر خلاف با وقار و طمانینه جواب سلام را داد و با دست اشاره کرد که در کنارش بنشینم.

ترس و دلهره من کم کم داشت فرو می ریخت، و با چند کلمه ای که میان من و او رد و بدل شد، فهمیدم که دیوانه نیست. و به خود جرات داده پرسیدم: برادر این یک قطعه عکس چه گناهی دارد که آن را به زیر لت و کوب گرفته ای؟

فریاد زد: این یک قطعه بیگناه نیست، او یک قاتل است، آن هم قاتل هزاران انسان بیگناه! این عکس یک لکه ننگی است که در هر دیواری که نصب شود، مردم آن به نادانی، بی هویتی، مزدوری، بی غیرتی، خود فراموشی، و وحشی گری متهم می شوند و قرب و منزلت خویش را نزد جهانیان از دست می دهد.

این عکس شوم سال ها است که از مردم ما قربانی می گیرد، و باعث جنگ ونزاع و برادر کشی میان مردم ما شده است، نگو که این عکس چه گناهی دارد، بگو که این عکس چه گناهی نکرده است؟.

با تعجب پرسیدم: آیا منظورت این است که صاحب این عکس چنین اعمالی را مرتکب شده؟

گفت: برادر اینکه صاحب این عکس کی بوده، و چه نوع فکر و اندیشه ای داشته و چه نوع کارهایی انجام داده، بماند برای یک فرصت دیگر، بلکه خود این عکس قاتل هزاران انسان است و باعث قتل و کشتار های فجیع گردیده، و در هر کجا که نصب شود باعث بد نامی مردم آن محله در نزد جهانیان می شود، منظور دقیقا خود همین عکس و به همین جهت من دارم از خود این عکس انتقام می گیرم.

گفتم: برادر واضح تر بگو! من یک انسان کور مغز هستم، تا سخنی را روشن و پوست کنده نگویی نمی توانم منظورت را به طور کامل درک کنم.

گفت: برادر! آیا خبر داری که در اوایل حکومت جناب آقای کرزی 3 گور دسته جمعی از نزدیک مرز اسلام قلعه کشف گردید، و تمام جنازه ها متعلق به هزاره هایی بودند که از ایران رد مرز شده، توسط طالبان مورد بررسی بدنی قرار گرفته بودند، و از جیب یک مزدور، که همین یک قطعه عکس بر آمده بود جا به جا تیر باران شده بودند. و هم اکنون بین شاه جوی قندهار و مقر دره کوچکی است که در داخل دره قریب دو هزار اسکلت ما شیعیان بد بختی بودند که به خاطر همین عکس توسط نگاهابانان راه که از سوی طالبان گماشته شده بودند، به قتل رسیده بودند، و در بامیان و یکاولنگ و سرچشمه و بهسود ودایمیرداد و مزار و قزیل آباد مزار بسیار جاهای دیگر از خانه هر شیعه ای که این عکس بر آمد صاحبش کشته و خانه اش غارت و یا آتش زده شده. در اولین حمله کوچی ها در بهسود دولت هیئتی صلحی فرستاد بین کوچی ها و هزاره صلح دائمی بر قرار کند، جلسه گفتگو در "حسینیه سفید بید" دایر شد، یک نفر نماینده ایساف نیز در آنجا حضور داشت.  یک نفر از میان هزاره ها یک قطعه عکس کلان از همین شخص را قبلا در حسینیه نصب کرده بودند.

نمایند گان دولت که این عکس را دیدند به همدیگر چشمک زده گفتند: این مردم نان از افغانستان می خورند اما به دهل اجانب می رقصند.

نیروهای ایساف قبلا مصمم بود که اجازه ندهد کوچیها در حضور آنها بالای این ده نشینان مظلوم حمله ور شوند، و می خواست دولت را تحت فشار قرار دهد که باید برای همیشه به این غایله خاتمه دهد، وقتی از نصب چنین عکسی در مساجد و حسینیه های این مردم آگاهی یافتند، پای خود را از صحنه بیرون کشیده با خود گفتد: بگذار، تا زمانه این مردم را به سر عقل اورد.

و باز میدانی که از ملیارد ها کمک جهانی که تا کنون  در افغانشتان صورت گرفته، بخش بسیار ناچیز آن برای ولایات مرکزی مصرف شده است.

این را هم تو میدانی و هم من و هم دولت افغانستان و هم دنیا، ولی دنیا گوش خود را کر انداخته، دیده خویش را نادیده می گیرد! آخر چرا؟ اگر خوب دقت کنی باز به خاطر شومی و نحثیت همین عکس است که جاسوسان ایرانی از غفلت ما استفاده کرده آن را در چهار راه و مساجد و منابر و گاهی حتی در موترها و دکانها نصب می کنند، تاریخ و هویت ما را به تمسخر و استهزاء می گیرند، حالا خوب شیر فهم شدی، پس به من حق می دهی که انتقام خود و برادران خویش را از این عکس بگیرم؟؟

آن روز وقتی این سخنان را از آن مرد شنیدم، غوغایی عجیبی به ذهنم به وجود آمد، و با خود می گفتم: آیا ما مردم این قدر نادان و کم تجربه هستیم که هر شده، ناشده را به مقدسات مذهبی خویش تبدیل می کنیم ولو آن نا مقدس باعث تباهی ما گردد؟ و یا این تفکر مذهبی ما که باز مانده ای از تشیع صفوی هست ما را این گونه نادان و ذلیل بار آورده که هر چیزی را که رنگ ایرانی داشته باشد، نزد ما تقدس مذهبی پیدا می کند؟



iran fans